وصیت عشاق
تفکر بر وصیت نامه شهدا
تفکر بر وصیت نامه شهدا

دوشنبه 97/01/20
بسم الله الرحمن الرحیم
در اين لحظات آخر عمر سر تا پا گناه و پشيماني وصيت خود را مي نويسم و علم كامل دارم
كه در اين ماموريت شهادت ، جان به پروردگار بزرگ بايد تسليم نمايم انشاالله كه خداوند متعال با رحمت و بزرگواري خود گناهان بيشمار اين بنده خطاكار را ببخشند.
وصيت به احسان و آسيه عزيز
۱) انشاالله وقتي به سني رسيديد كه توانستيد اين وصايا را درك نمائيد هر چند روز يكبار اين وصيتنامه را بخوانيد.
2) شناخت كامل در حد استطاعت خود از خداوند متعال پيدا نمائيد در پي اصول اعتقادي تحقيق و مطالعه نمائيد و تفكر زياد نمائيد تا به اصول اعتقادي يقين كامل داشته باشيد.
3) احكام اسلامي را (فروع دين) با تعبد كامل و بطور دقيق و با معني بجا آوريد.
4) آشنايي كامل با قرآن كريم كه عزتبخش شما در اين دنياي سر تا پا گناه خواهد بود داشته و در آيات آن تفكر زياد بنمائيد و با صوت خواندن قرآن را فرا گيريد.
5) از راحت طلبي و بدست آوردن روزي بطور ساده دوري نمائيد. دائم بايد فردي پرتلاش و خستگي ناپذير باشيد.
6) يقين بدانيد تنها اعمال شما كه مورد رضايت خداوند متعال قرار خواهد گرفت اعمالي است كه تحت ولايت الهي و رسولش و امامش باشد بنابراين در هر زمان و هر موقعيت همت به اعمالي بگماريد كه مورد تائيد رهبري و امامت باشد.
7) به كسب علم و آگاهي و شناخت در تاريخ اسلام و تاريخ انقلابات اسلامي اهميت زياد قائل شويد.
8) قدر اين انقلاب اسلامي را بدانيد و مدام در جهت تحكيم مباني جمهوري اسلامي كوشا باشيد و زندگي خودرا صرف تحكيم پايه هاي اين جمهوري قرار دهيد.
9) به اخلاقيات اسلام اهميت زياد قائل شده و آن را كسب و عمل نمائيد.
10) در جماعات و مراسم به خصوص نماز جمعه ، دعاي كميل و توسل و مجالس بزرگداشت شهداء مرتب شركت نمائيد.
11) رساله امام را دقيق خوانده و مو به مو عمل نمائيد.
12) حق مادرتان را نگهداريد و قدرش را بدانيد و احترام و احسان به مادرتان را به عنوان تكليف دانسته و خود را عصاي دست ايشان نمائيد.
13) در زندگيتان همواره آزاده باشيد و هيچ چيز غير از خدا و آنچه خدائي است دل نبنديد و بدانيد كه دنيا زودگذر و فاني است ، فريب زرق و برق دنيا را نخوريد.
14) برحذر باشيد از وسوسه هاي نفس و مدام به ياد خدا باشيد تا از شر نفس و شيطان در امان باشيد.
وصيّت به فاطمه :
1) مي دانم در حق شما مدام ظلم كرده ام و وظيفه ام را بجا نياورده ام ولي يقين بدان كه خود را بنده اي قاصر و كم كاري ميدانم و اميد دارم كه حلالم نمائيد.
2) احسان و آسيه امانت هايي هستند در دست تو و مدام در در تربيت اسلامي آنها بايد همت گماريد و توجيه و كنترل مواردي كه به آنها وصيت نمودهام به عهده شماست.
3) از كوچكي آنها را با قرآن آشنا كرده و به كلاس قرائت قرآن برويد.
4) از كوچكي آنها را در مجالس و مجامع خصوصا نماز جمعه ، دعاي كميل و يادبود شهداء شركت بدهيد.
5) درآمد يا پولي نداشته و ندارم كه مهريه تان را بدهم انشا ا… كه حلال خواهيد كرد.
6) مقداري به مهدي مقروضم به شكلي كه برايتان مقدور باشد پرداخت نمائيد منتهي فشار مادي بيش از حد به خودتان در اين مورد وارد نكنيد.
7) انشاءالله كه شما و عموم فاميل در يادبود من به ياد شهداي كربلا و امام حسين گريه و عزاداري نمائيد و مرتب بياد بياوريد كه هستي دهنده اوست و بايد شكر به مصلحت الهي گفت.
متاسفانه به علت نبودن وقت نتوانستم وصيتم را تمام نمايم از عموم آشنايان و فاميل حلاليت ميخواهم انشاءالله همه خدمتگزار اسلام خواهند بود .
حميد باكري

یکشنبه 97/01/19
وصیت نامه شهید یوسف شریف
بسمه تعالی “امام را دعا کنید”
*تعزیه و عزاداری
بازماندگانم گریه اگر برای خدا باشدخیلی ارزش دارد و با عث می شود که زنگار قلب کنده شود و قلب را روشن نماید . گریه بر شهید هیچ معنی ندارد و شما اگر به توصیه هایم جامه عمل می پوشید از شما می خواهم که به هیچ عنوان بر سر نعش و قبرم اشک نریزید زیرا امام عزیزم برای فرزند گرامیش گریه نکرد ولی چون آن فطرت انسانی و مادری تو این اجازه را به تو نمی دهد از تو می خواهم که اگر نتوانستی خودت را کنترل کنی بیاد علی اکبر و علی اصغر گریه شوق بکن و بگو خدایا اگر گریه می کنم به خاطر این است که گریه گنهکاران نزد تو بی نهایت ارزش دارد وبرای شکرگزاری از نعمت های خدا خاضعانه در مقابل خالق خود زانو زده وگریه کن .
*بدهکاریم نسبت به خداوند “امام را دعا کنید”
خدایا تو را به عزت و جلالت من عاصی را روسیاه وارد محشر مگردان .
بار الهی قسم به ممتاز ترین صفاتت بافضلت با بندگان نادم و پشیمان شده از افعال و کارهای بد رفتار کن.
ای خدا اگر نتوانستم بدهی ام را بپردازم وقرضم را نسبت به تو ادا کنم ، جای بسی شکر است که طرف معامله ام دنیا را زیر پوشش جود وکرم خود قرار داده است و ذکر این همه بده کاری به خدا ، تا آنجا که امکان دارد لازم و ضروری است و بر همین منوال با زبان آلوده به گناه گفته و با قلم می نویسم که ادا کنید .
وصیت در آخرین روز عمر : هر چه می توانید برایم نماز و روزه و قرآن بخوانید .
* محل دفن جسد آلوده به گناهم “امام را دعا کنید ”
خداوندا ، من در مقابل آن گلگون کفنانی که اثری از اجساد مطهرشان نیست خجالت زده هستم و از بازماندگان می خواهم از اینکه پیکر پاک آنها را ندیداند هیچ گونه نگرانی نداشته باشند و با قامتی راست و گامی استوار پوزه دشمن را به خاک بمالند و این را بدانند که حقیقتاً شهیدان زنده اند ولی انسان های معمولی کوچکتر از آن هستند که آن ارواح بزرگ را ببینند خداوند ارواحشان را با ارواح شهدای کربلا محشور گرداند که حقیقتاً این چنین هستند .
من هیچ گونه اصرار و پافشاری ندارم که محل دفنم کدام منطقه و مکان نابود شدنی باشد چون معتقدم هر کجا باشم با خدایم هستم و با خدا بودن برای من مهم است .
هر کجا که صلاح می دانند و می دانید مورد قبول خدا ومن انشا الله خواهد بود .
* پرداخت حق الناس ” امام را دعا کنید”
با توجه به فرامین الهی و احادیث معتبر ، خداوند بر اساس آن رحمانیت و بخشندگی اش امکان دارد که از گناهان انسان درگذرد و آن بدهکاری که انسان ها به او دارند مورد گذشت قرار دهد ولی خداوند تبارک و تعالی از حق الناس به هیچ عنوان نمی گذارد و می فرماید که حتماً باید حق مردم را ادا کنید .
با توجه به این اقوال از شما عزیزان و بازماندگانم ( مادرم ، پدرم ، برادرانم و خواهرانم) تقاضامندم اگر کسانی ادعای طلب کردنند استدعا می شود با کمال رضایت آن را بپردازید و از آنها برایم طلب بخشش وحلالیت کنید و بخواهید که برای من عاصی تا حد توان دعا کنند . والسلام . یوسف شریف امضا 61/11/16

یکشنبه 97/01/19
بسم الله الرحمن الرحیم
الهی انت کما احب واجعلنی کما تحب
الهی هب لی کمال انقطاع الیک
سلام و درود خداوند بر ارواح پاک محمد و آل محمد و درود و سلام ما و خدا به مولا و آقای عالم حضرت بقیهالله(عج)؛ شهادت میدهم که خداوند یگانه است و محمد خاتم رسولان و برترین بنده خداست و علی مرتضی برادر و وصی او بود و فرزندان معصوم مولا، امامان پس از او هستند و تا قیامت امامت در خاندان پاک محمد قرار دارد و لاغیر “و رضیت بذلک". درب شهادت بسته شد.
خداوندا دو چیز را لااقل از اختیار انسان خارج کردی و آن اولی مرگ و دومی تولد است که انسان به اندازه ذرهای در آن دخالت ندارد. ابتدا خدا را شاکرم که به من نعمت وجود را عطا کرد و پس بر آن شاکرم که در موجودات از جمله موجوداتی هستم که حرکت میکنند. در میان این موجودات مرا انسان خلق کردی و در میان انسانها مرا عاقل خلق کردی و در میان عاقلها مرا یکتاپرست خلق کردی، در میان یکتاپرستان مرا مسلمان آفریدی و در میان مسلمانان شیعه و در میان شیعیان شیعهی اثنی عشری آفریدی، و ای کاش در میان این شیعهها مرا از ذریهی زهرا خلق میکردی و در میان آنها از جمله کسانی بودم که مادر و پدرم هر دو سید میبودند. خداوندا باز هم بگویم به من چه دادی؟ چرا؟! مگر من با آن بچه مسیحی و بچه یهودی و آن کافر چه فرقی داشتم…، خدایا چه دادی که شکرش را بهجا آوردم؟
و شاید «علی جان»!
به یمن والدینی خوب و عشاق/ مرا عبد و غلامت آفریدند
خدایا!
بهشت را بهشتهام/ بهشت من علی بود
خدایا! اگر روزی آمد که محبت علی را از من گرفتی جان من در بدنم نباشد. خدایا حال میدانم که علی چرا چیزی را جز دل چاه برای درد دل انتخاب نکرد. خیلی چیزها را نمیتوان به هیچکس گفت؛ خدایا جان آن امام زمان را سالم بدار که او امید شیعه است. در طول 1400 سال شیعه را کشتند به خاطر مولایشان به خاطر یک کلام “عشق چهارده تن” چرا؟!
ا

یکشنبه 97/01/19
(محمد رسول الله والذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم ……)
الحمدالله رب العالمین و الصوه و السلام علی سیدنا سید الانبیاء و المرسلین محمد صلی ا… علیه و آله سیدنا موسی الدهر و امام العصر حجه ابن الحسن العسگری روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء و علی نائبه روح ا… الموسوی الخمینی روحی و نفسی فداء.
با عرض سلام به محضر حضرت معشوق کسی که عمرم و جانم را فدای او کردم ولی باز هم از عهده شکرش بر نیامدم و با سلام و درود خدمت سبب خلقت حضرت حجت ابن الحسن العسگری صلواه ا… علیه کسی که یک عمر برای دیدن رخ او اشک ریختم و با سلام به رهبر کبیر انقلاب اسلامی امام خمینی قلب من و جان من و با سلام خدمت خانواده شهداء، وصیت نامه ای را که ملاحظه می کنید مقداری از حرفهای دل من است که امیدوارم پس از شهادت این بنده عاصی و مضطر خدای، راهنما و چراغ ضعیفی برای رسیدن به معبود و رسیدن به دوست باشد.
آیه ای را که در صدر وصیتنامه نوشتم، آیه ای است که هنگامیکه در سنگر نشسته بودم و میخواستم وصیتنامه بنویسیم قرآن را به قصد اینکه چه آیه ای را اول بنویسم باز کردم و آن آیه که تمام نشان دهنده خط و مشی یک عبد است و نشان دهنده اینکه چه رابطه ای بین عبد و مولا برقرار است که مولا وعده میدهد عبدش را و نشان دهنده حالات یک بنده است که امیدوارم هر کسی که در مجلس ختم من صحبت میکند این آیه را بشکافد و پیرامون آن بحث بفرماید. بنده ای که از جان و مال خود گذشته و محو و فناء در عشق حضرت حق شده.
کسانیکه به جبهه نیامده اند نمیتوانند این را درک کنند که جبهه چه مسلخ عشقی است و چه مکان مقدسی است کسانی که به این جنگ و انقلاب نعوذ با ا… بد گفته اند اگر مدتی با اخلاص به این محل بیایند می یابند که این انقلاب با این جوانها چه کرده است.
صحبتی با جوانان عزیز دارم که مبادا روزی به خود آئیم و ببینیم این جنگ تمام شده و ما سهمی در آن نداشته ایم و برای یک بار هم در این جبهه ها حضور پیدا نکرده ایم. طلاب محترم باید بدانند که رزمندگان به وجود آنان نیازمندند که جبهه ها با وجود آنان مستحکم میشود و مردم پشت جبهه بدانند که رزمندگان با کمکهای آنان میتوانند استقامت کنند و خدا را شاهد می گیرم که اگر کسی از روی بغض و عناد با این پیر جماران و به این انقلاب اگر مخالفت کند از او راضی نیستم و در محضر حضرت امام حسین علیه السلام شکایت او را خواهم کرد و همه مردم را توصیه می کنم دست از دامن ائمه بر ندارند که ما بدون ائمه هیچیم و کاری از ما بر نمی آید آنهائی که علی علیه السلام ندارند چه دارند؟
آنهائی که حسین ندارند چه دارند؟ هیچ ندارند اگر میخواهید پیروز شوید علوی باشید اگر میخواهید رستگار شوید حسینی باشید و اگر میخواهید همه چیز باشید شیعه باشید.
گر نظر لطف به ذره ای بوتراب کند به آسمان رود و کار آفتاب کند
پدرم سلام علیک
سلام می کنم بر صبر شما که همیشه در اوقاتی که یک کسی از عزیزانت به سفر می روند و با شما مشورت می کنند شما با استقامت تمام مانع نمی شوید و با دست خودتان او را راهی می کنید و سلام به آن بوسه هائی که هنگام خداحافظی به زیر گلوی من کردید امیدوارم که اگر دراین مدت 18 سال خطائی یا ناراحتی از من دیدید حلالم کنید و ببخشید.
مادرم سلام علیکم
سلام آخر مرا بپذیر مادرم من هر چه دارم از حسینی بودن شما دارم از مجلسهای روضه خوانی شما دارم چون که من هر چه در خودم مینگرم عامل توسلات و عشق و محبتی که به ائمه اطهار دارم جز مجلسهای شما که در محرمها برقرار می کردی و من در پله های خانه ای که در جوادیه داشتیم می نشستم و گریه می کردم و آن گریه ها بود که در حال حاضر من را عاشق این خاندان کرده است مادرم شما دِینی به گردن من داری که اگر تمام عالم را به پای شما بریزم و یا چشمانم را زیر پای شما بنهم تا از روی آن راه بروی کاری نکرده ام و ذره ای از زحمات و مشکلات شما را که برای من کشیده اید جبران نکرده ام و از اینها گذشته تا ابد هم نمیتوانم مقداری از مزد محبتی که مادر به فرزند خود دارد را ادا کنم امیدوارم که همیشه دست از دامن ائمه اطهار بر ندارید و یکی از دهه های فاطمیه را بر روضه خوانی بیفزائید.
خواهرانم توصیه میکنم به شما که درس زندگی از صدیقه اطهر حضرت فاطمه زهرا سلام ا… بگیرید که چگونه از حریم امامت و ولایت محافظت کرد و چگونه جان خود را در این راه فدا نمود و امیدوارم همیشه کنیز آن حضرت باشید و در بارگاه آن با نوی اطهار خدمت نمائید.
برادرانم امیدوارم همیشه در زندگی مورد تأیید حضرت حق باشید و مرا به بزرگواری خودتان ببخشید.
در آخر صحبتهایم با شما مادر و پدرم از اینکه شما مشوق من برای شروع کردن و ادامه دروس طلبگی و شاگرد امام صادق (ع) شدن بودید تشکر می کنم و از شما می خواهم که به قاسم مثل من محبت کنید و او جای خالی مرا بین شما پر کند و من هم شهادت میدهم که اگر خداوند مرا به شهیدی قبول کند منهم شما را در محضر حضرت خودش و رسول اکرم و امیرالمؤمنین شفاعت نمایم و دامن آن بزرگواران را تا شفاعت کردن شما رها نکنم.
هر ماه برای من نماز قضا بخوانید و کلیه کتب و اموال که متعلق به من می باشد طبق ارث شرعی متعلق به پدر و مادرم می باشد.
اگر جنازه من بدست شما رسید اول داخل عمامه خودم کفنم نمائید،
دوم در تشییع جنازه من بر زیر تابوتم 14 سیّد باشند.
سوم در محل آریاشهر و جوادیه تشییع نمایید،
چهارم در مسجد فردانش جوادیه جنازه را بر روی زمین گذاشته و جنازه مرا با گریه ها و عزاداری امام حسین (ع) بشوئید و سپس در هنگام دفن مقداری تربت امام حسین (ع) همراه من بگذارید و در زمان دفن بر سر مزارم اذان بگویید.
از کلیه دوستان و آشنایانم حلالیت می طلبم و از خداوند طلب آمرزش می نمایم و امیدوارم در لحظه آخر سرم را بر روی پای حضرت صاحب و امام حسین علیه السلام مشاهده نمایم و با آنان و با معشوقانم به بارگاه حضرت حق بروم.
والسلام منطقه جنگی فاو

یکشنبه 97/01/19
وصیت نامه شهید امیر حاج امینی
سلام بر خدا و شهیدان خدا و بندگان پاک و مخلص او.
بعد از مدت ها کشمکش درونی که هنوز هم آزارم می دهد، برای رهایی از این زجر، به این نتیجه رسیده ام و آن در این جمله خلاصه می شود: خدایا! عاشقم کن
از این که بنده بد و گنه کار خدایم، سخت شرمنده ام و وقتی یاد گناهانم می افتم، آرزوی مرگ می کنم؛ ولی باز چاره ام نمی شود. به راستی که (ان الانسان لفی خسر) هیچ برگ برنده ای ندارم که رو کنم؛ جز این که دلم را به دو چیز خوش کرده ام.
یکی این که با این همه گناه، دوباره مرا به سرزمین پاک و اخلاص و صفا و محبت باز گرداند؛ پس لابد دوستم دارد و سر به سرم می گذارد؛ هر چند که چشم دلم کور است و نمی بینم و احساسش نمی کنم؛ اگر چنین نبود، پس چرا مرا به این جا آورد؟
دوم این که قلبی رئوف و مهربان دارم و با همه بدی هایم، بسیار دلسوزم. لحظه ای حاضر به تحمل هر گونه رنجی می شوم؛ بله به این دو چیز دلم را خوش کرده ام.
پس ای پروردگار من! اگر دوستم داری که مرا به این جا آورده ای، پس مرا به آرزویم که… برسان و یا به این خاطر که نمی توانم باعث رنجش کسی شوم، پس بیا و مرا مرنجان و خشنودم کن و مرا با خودت… .
دنیا برای ضعیف نفسان، یک گرداب هلاکت است. اگر لحظه ای به خودمان واگذارده شویم، وای بر ما که دیگر نابودیمان حتمی است. خوشا آن کس که به یاری او، در این گرداب هلاک گردد.
ای حسین!
ای مظلوم کربلا!
ای شفیع لبیک گویان! ندای هل من ناصرت را من نیز لبیک گفتم (به خواست او) شفاعتم کن و مگذار در این گرداب هلاکت هلاک گردم و ای خدا… .
بسیار بد و ضعیفم و در مقابل گناه، یارای مقاومت ندارم؛ زیرا هنوز نشناختمت و حتی در راه شناختت نیز زحمت نکشیده ام؛ زیرا ضعیف و پایبند به این دنیایم و نمی توانم از خوشی ها و آسایش های محض و پوشالی این دنیا دل بکنم و در راه شناختت سختی کشم؛ سختی ای که پر از شیرینی و لذت است؛ ولی افسوس که این سختی و حلاوت نصیبم نمی گردد.
خالقا! تو را به خودت قسم، تو را به پیامبران و امامان زجر کشیده و معصومت قسم، بسیار عاشقم کن.
اگر چنین کنی که از دریای رحمت و کرامتت چیزی کاسته نمی شود و زیانی به تو نمی رسد.
همه آرزویم این است که ببینم از تو رویی
چه زیان تو را که من هم، برسم به آرزویی
اگر چنین کنی، دیگر هیچ نخواهم؛ چون همه چیز دارم. می دانم اگر چنین کنی، از این بند، رهایی یافته و دیگر به سویت پر… .
خدایا! دل شکسته و مهربانم را مرنجان.
تو خود گفتی که به دل شکستگان نزدیکم؛ من نیز دل شکسته دارم.
ای کسانی که این نوشته را یا بهتر بگویم این سوز دلم و این درد دل نمی دانم چه بگویم این تجربه تلخ و یا این وصیت نامه یا این پیام و یا در اصل این خواهش و تقاضای عاجزانه را می خوانید، اگر من به آرزویم رسیدم و دل از این دنیا کندم، بدانید که نالایق ترین بنده ها هم می توانند به خواست او به بالاترین درجات دست یابند؛ البته در این امر شکی نیست؛ ولی بار دیگر به عینه دیده اید که یک بنده گنه کار خدا به آرزویش رسیده است.
یا رب زِ کرم، بر من درویش نگر
هر چند نیَم لایق بخشایش تو
بر حال من خسته دل ریش نگر
حال که به عینه دیدید، شما را به خدا قسم، عاجزانه التماس و استدعا می کنم بیایید و به خاکش بیفتید؛ زار زار گریه کنید و امیدوار به بخشایش و کرمش باشید و با او آشتی کنید؛ زیرا بیش از حد مهربان و بخشنده است. فقط کافی است یک بار از ته دل صدایش کنید؛ دیگر مال خودتان نیستید و مال او می شوید؛ دیگر هر چه می کند، او می کند و هر کجا می برد، او می برد؛ ولی در این راه، آماده و حاضر به تقبل هر گونه سختی و رنج، همانند مظلوم کربلا حسین و پیامدار او زینب باشید؛ هر چند که سختی و رنج های ما در مقایسه با آنها نمی تواند قطره ای در مقابل دریا باشد. بله، خداگونه شدن، مشقات و مصائب دارد….